شيخ محمد جعفر امامى

68

لغات در تفسير نمونه ( فارسى )

است كه « إِنْ » حرف شرط است و « مَا » براى تأكيد شرط آمده است . « 1 » [ أمّ القرى : ] « لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى » « امّ القرى » كه يكى از نام‌هاى « مكّه » است از دو واژهء تركيب يافته « امّ » كه در اصل به معناى « اساس و ابتداء و آغاز » هر چيزى است ، و مادر را هم به همين جهت « امّ » مىگويند كه اساس و اصل فرزندان است . و « قُرى » جمع « قَرْيه » به معناى هرگونه آبادى و شهر است ، اعم از شهرهاى بزرگ و كوچك يا روستاها ، و شواهد زيادى نيز در قرآن بر اين معنا وجود دارد . « 2 » [ أمّ الكتاب : ] « إِنَّهُ في أُمِّ الْكِتابِ » « امّ الكتاب » ( كتاب مادر ) به معناى كتابى است كه اصل و اساس همهء كتب آسمانى مىباشد ؛ و همان لوحى است كه نزد خداوند از هرگونه تغيير و تبديل و تحريفى محفوظ است . اين همان كتاب « علم پروردگار » است كه نزد او است و همهء حقايق عالم و همهء حوادث آينده و گذشته ، و همهء كتب آسمانى در آن درج است ، و هيچ كس به آن راه ندارد ، جز آنچه را كه خدا بخواهد افشا كند . « 3 » [ إِمام : ] « إِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُّبينٍ » « إِمام » به‌معناى راه و جاده است ( زيرا از مادهء « أَمّ » به معناى قصد كردن گرفته شده ، چون انسان براى رسيدن به مقصد ، از راه‌ها عبور مىكند ) . « 4 » [ إِمَامٍ مُبِيْنٍ : ] « إِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُّبينٍ » در تفسير جملهء « إِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُبِينٍ » مشهور و معروف همين است كه اشاره به شهر قوم لوط و شهر اصحاب الايكه مىباشد ؛ و كلمهء « امام » به معناى راه و جاده است . اين احتمال را نيز بعضى داده‌اند كه منظور از « امَامٍ مُبِيْنٍ » همان لوح محفوظ باشد به قرينهء آيهء 12 سورهء « يس » ، ولى اين احتمال بسيار بعيد است ؛ چرا كه قرآن مىخواهد براى مردم درس عبرت بيان كند ، و بودن نام اين دو شهر ، در « لوح محفوظ » نمىتواند تأثيرى در عبرت‌گيرى مردم داشته باشد ؛ در حالى كه بودن اين دو شهر بر سر راه كاروان‌ها و ساير رهگذران ، مىتوانست اثر عميقى در آنها بگذارد ، لحظه‌اى در آنجا درنگ كنند ، و بينديشند و دل عبرت‌بينشان از ديده نظر كند و اين سرزمين بلا ديده را آينهء عبرت داند ، گاهى در كنار سرزمين قوم لوط و گاهى در كنار سرزمين اصحاب

--> ( 1 ) . اعراف ، آيهء 35 ( ج 6 ، ص 199 ) ( 2 ) . شورى ، آيهء 7 ( ج 20 ، ص 379 ) ( 3 ) . زخرف ، آيهء 4 ( ج 21 ، ص 21 ) ( 4 ) . حجر ، آيهء 79 ( ج 11 ، ص 139 )